محمد يوسف حريرى
124
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
و اوجش در عهد مأمون و معتصم و واثق و پايانش در عصر متوكل بود . مأمون معتزلهگرا ، تفتيش عقايد شديدى به نام ( - ) محنه برپا كرد يعنى امتحان اعتقادى علما ( مخصوصا قضات و محدثين ) در اين مورد و واداشتن آنان به اينكه قائل به حدوث قرآن شوند . ( الاتقان ، ج 1 ، ص 27 و ج 2 ، ص 409 پاورقى مترجم - مكتب اسلام ، ش 417 ، ص 15 - قرآن پژوهى ، ص 43 - تاريخ جمع قرآن ، ص 253 ) حديث اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ ( زمر - 23 ) قرآن مجيد است . ( تاريخ قرآن ، ص 31 ) حديث احرف سبعه ( ا ر ) - نزول قرآن به هفت حرف حديث قدسى حديثى است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از قول خداوند اخبار كند بدينگونه كه معنى و مضمون آن بر قلب آن حضرت القا مىشود و حضرت با لفظ خود ادا مىنمايد بر خلاف قرآن كه به الفاظ مخصوص وحى شده و معجزه است و شش فرق براى قرآن و حديث قدسى نقل شده : 1 . قرآن معجزه است ولى در الفاظ حديث قدسى تحدى و اعجاز نيست . 2 . منكر قرآن كافر شمرده مىشود به خلاف منكر حديث قدسى . 3 . قرآن به وساطت جبرئيل وحى مىشود به خلاف حديث قدسى . 4 . قرآن به الفاظ مخصوص از لوح محفوظ وحى مىشود ولى در حديث قدسى ممكن است لفظ از پيامبر باشد . 5 . قرائت نماز جز به قرآن صحيح نيست ( نماز به قرائت احاديث قدسيه صحت ندارد . ) 6 . قرآن را بدون طهارت نمىتوان مس كرد به خلاف حديث قدسى ( علم الحديث و دراية الحديث ، ص 13 ) حديد نام سورهاى است در قرآن مجيد - سورهء حديد حذف ( ح ) در تجويد حذف از اقسام وقف است به معنى انداختن حرف آخر كلمهاى كه بر آن وقف مىكنند . ( فرهنگ اصطلاحات تجويد ) حراق المصاحف ( ح ر ق ل م ح ) سوزانندهء قرآن . عدهاى از مسلمانان عثمان را به جهت سوزاندن قرآن حراق المصاحف ناميدند . آنگاه كه عثمان براى رفع اختلاف قرائتهاى گوناگون تصميم به نگارش قرآن بنابر يك قرائت گرفت ( و زيد بن ثابت را مأمور اين امر نمود ) جميع مصحفهاى ديگر را گرفت و سوزانيد . بعضى منابع به عثمان نسبت جوشاندن آنها را در ديگ با مخلوطى از آب و سركه مىدهند و بعضى خرق ( پاره كردن و از بين بردن ) و بعضى دفن به احتمال ضعيفتر . ( بيان ، ص 328 - قرآنپژوهى ، ص 105 - حق اليقين ، ص 267 پژوهشى در تاريخ قرآن كريم ، ص 459 ) حرام وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ ( نحل - 116 ) ضد حلال . امرى كه به جا آوردنش گناه و موجب عقاب مىشود . هر عملى كه از نظر شرع تركش لازم است و نبايد انجام داد .